سایت رسمی بهمن مؤذن
مدیریت دولتی
آموزش
در باره من
خاطرات و وقایع
برنامه های اندروید
سایر سایت ها
ارسال صفحه برای دوستان
      بازگشت به صفحه اول
 
تاسوعا و عاشورای حسینی در کربلا

خدایا شکرت که توفیق دادی عاشورا و تاسوعا رو در کنار بارگاه صاحب عزا در کربلا باشم. من که دلم رو توی مسجد کوفه و شهر نجف جا گذاشته بودم، یواش یواش داشتم به خودم می آومدم و می فهمیدم که توی چه موقع بزرگی در چه مکان بزرگی وارد شدم.

روز های اول در کربلا جمعیت کمی بود و می شد به راحتی زیارت کرد، اما در این دو روز شهر آن قدر شلوغ بود که ورود به حرمین تقریبا غیر ممکن می نمود. شاید یه همچین جمعیتی رو قبلا فقط توی حج تمتع که سال 87 رفته بودم دیده بودم. فکر کنم از سراسر عراق اومده بودند و همچنین از سراسر ایران.

اونقدر ایرانی اومده بود که ما هیچوقت احساس قربت نمی کردیم. روز تاسوعا به خوبی و با عزاداری خوبی تمام شد. توی این روز فرش های حرمین رو جمع کرده بودند و موکت قرمز پهن کرده بودند. درهای ورودی رو هم خاک ریخته بودند تا دسته جاتی که وارد حرم میشند به واسطه زمین پاشون تطهیر بشه. واقعا شلوغ بود و پر عظمت.

در روز عاشورا و بعد از نماز صبح صحنه های نا مأنوس برای من شروع شد، قمه زنی ! از صبح زود، پیر و جوون قمه می زدند. من واقعا طاقت دیدن نداشتم و دائما منتظر این بودم که این مراسم تموم بشه و من بتونم وارد حرم بشم.

تمام شهر رو خون گرفته بود تمام دسته جات بلا استثنا قمه می زدند. خیلی جالب بود که دسته جاتی از ترک ها و اصفهانی ها هم قمه می زدند. واقعا نمی شد به حرمین نزدیک شد. یه بار که خواستم برم توی یکی از حرم ها بین دو دسته قمه زن گیر افتادم و واقعا وحشتناک ترین صحنه های زندگیم تا کنون رو دیدم.

عرب ها خودشون می گن تطبیر! و همه جای شهر هم حکم از مراجع زدند که تطبیر مشکل شرعی نداره. خیلی جالبه با این همه خوشونتی که این مراسم داره - و البته وجهه بسیار بدی که به شیعیان در سر تا سر جهان میده - برای هیچ کس هیچ اتفاقی نمی افته! بعد از یک شستشوی عادی هیچ اثری هم از قمه روی سر باقی نمی مونه. والله اعلم.

بعد از خواندن نماز ظهر و عصر به سمت ایران راه افتادیم. خدایا هزاران بار شکرت که این قبیل توفیقات رو نصیب من می کنی. توفیق بده که به شکرانه نعماتت به بندگانت خدمت کنم . ان شاء الله.

تعداد (1) نظر ارسال گردیده است.
-
 
مسجد کوفه

در فقه شیعه چها مکان مقدس وجود داره که به خاطر حفظ شأن و عظمت اونها نماز مسافر در آنجا درست و کامل است. اولین اونا مسجد الحرام هست در مکه که خانه خدا توش قرار داره و همه دورش طواف می کنند. دومیش مسجد النبی در مدینه است که به دست حضرت محمد (ص) ساخته شده است. سومیش حرم امام حسین (ع) هستش که در نزدیکی ضریح مبارک نماز مسافر تمام خوانده میشه.

اما چهارمین مکان همین مسجد کوفه هستش که در نجف قرار گرفته و خانه حضرت علی - که در آن غسلش دادند و کفنش کردند - در کنارش است.

وارد مسجد کوفه که شدم یه حس عجیبی داشتم. چند تا اعمال مستحبی داشت که انجام دادیم و بعد چند تا مقام رو زیارت کردیم. وارد مسجد قدیم کوفه که شدم - همون جایی که حضرت علی (ع) ضربت خورد - یهو قلبم گرفت. همش احساس می کردم که ابن ملجم او گوشه خوابیده و الآن بلند می شه و ضربت  می زنه. لعنت به تو ابن ملجم ، این جمله در تمام وجودم می گشت و از قلبم رد می شد و اونگاه فریاد و قطرات اندک اشک بود که با اون جمله از کل وجودم زبانه می کشید. لعنت به تو که یکی از مردان روزگار رو از بین بردی و همه رو از نعمت وجودش محروم ساختی. من که تا حالا معتقد بودم که لعنت فرستادن کار زیاد جالبی نیست و دون شأن شیعیان هستش به طور نا خودآگاه داشتم این کار رو می کردم.

خدایا ابن ملجم های زمانه رو نیست و نابود کن.

لطفا نظر خود را در مورد این مطلب بیان کنید
-
 
مظلوم علی (ع) ، غریب علی (ع)

amitriptylin 75 ct

amitriptylin kaufen amitriptylin kardiotoxisk amitriptylin tinnitus

پس از مدت زمانی که توی اتوبوس بودیم به شهر نجف رسیدیم. شهر نجف در واقع همان شهر کوفه تاریخی است با این تفاوت که آن را کاملا در بر می گیرد. در واقع کوفه و مسجد معروف آن جزئی از شهر بزرگ نجف شده است. تنها نقطه خاطره انگیز برای من توی این شهر حرم مطهر امام علی (ع) بود. من همیشه آرزو داشتم خدمت امیر المؤمنین برسم و خدا رو شکر این توفیق نصیبم شد. فکر می کردم بارگاه امام باید بزرگتر از این حرف ها باشه اما خیلی کوچک بود. حد اقل در مقایسه با امام رضای خودمون.

وارد بارگاه این شیر مرد شدم صورتم رو روی زمین گذشتم و اجازه خواستم وارد حرمی بشم که یک عمر با اسمش سعی در رفع مشکلات می کردم. یا علی از این که منو به خونت راه دادی ممنونم. همیشه دلم می خواست مثل تو باشم. این توفیق رو به من بده.

اوالین نماز جماعت را که اونجا خوندیم متوجه موضوع عجیبی شدم. بعد از اذان سیستم های صوتی قطع می شد. و حتی یک نماز جماعت منظم اونجا برگذار نمی شد. خود عرب های اونجا نماز جماعت رو برگذار نمی کردند و جمعیت چند ده هزار نفری که 99 درصد ایرانی بودند به صورت کاملا خود جوش نماز را برگذار می کردند.

حتی نماز ظهر و عصر هم دو رکعتی برگذار می شد! یعنی همه مسافر بودم. من که خیلی دلم می خواست آیت الله سیستانی رو ببینم ، و فکر می کردم برای اقامه نماز میآد، نا امید شدم. از یکی از خدام اونجا پرسیدم ، با من و من جواب داد که به خاطر مسائل امنیتی ایشون از منزل خارج نمی شه. بعضی ها هم معتقد بودند که برای اجرای نماز جماعت مقداری اختلاف بین علما هست. برای ملاقات با ایشون نیاز بود که پاسپورتمون می گرفتیم که متاسفانه این امکان نبود.

من چند تا از بلاد اسلامی رو زیارت کردم، به هر جا که رفتم از علی (ع) اثری دیدم اما چقدر این مردم قدر نشناسند. تمام دنیای اسلام بوی علی می ده ولی علی توی شهر خودشم غریبه، توی شهر خودشم مظلومه! این همه به مردم خدمت کرده ولی من از ایشون مظلوم تر و غریب تر ندیدم

مظلوم علی (ع) ، غریب علی (ع)

لطفا نظر خود را در مورد این مطلب بیان کنید
-
 
حضور در مرز مهران

ساعت 12 و نیم و بعد از خواندن نماز ظهر و عصر از کرج راه افتادیم. شام رو توی همدان خوردیم و شب به مهران رسیدیم. مهران یک شهر مرزی هست که توی دوران جنگ بسیار خسارت دیده. برای کل کاروان یک خونه تدارک دیده شده بود که نصفی از یک اتاق رو مردها خوابیده بودند و نصف دیگرش رو زن ها.

متاسفانه رئیس کاروان و مداح او که مسئولین کاروان به شمار می رفتند، برخورد خوبی با مسئول کرد اون خونه نداشتند و دائم بهش تیکه می داختند. صبح بعد از نماز بابام که مسئول مهمون خونه را یه گوشه تنها پیدا کرد و شروع کرد به صحبت. معلوم شد که طرف پدر شهید هست و در طول دوران جنگ مسئول جمع آوری شهدای بی شمار منطقه بوده است. مرد بسیار خوب و صمیمی بود و ارادت خاصی به زوار امام حسین داشت.

متاسفانه افرادی مثل من که توی شهر ها زندگی می کنیم عادت کردیم که از روی ظاهر قضاوت کنیم و عمل نماییم. اما این جمله یادمون می ره که :

چه بسیار انسانهای نا زیبایی که قلبی از طلا دارند.

تعداد (1) نظر ارسال گردیده است.
-
نام کاربری:
کلمه عبور:
   
   
  عضویت در سایت  
     
من را در اینستاگرام دنبال کنید
Instagram
 
صفحه من را در فیسبوک ببینید
 
ارسال پیام در تلگرام