سایت رسمی بهمن مؤذن
مدیریت دولتی
آموزش
در باره من
خاطرات و وقایع
برنامه های اندروید
سایر سایت ها
ارسال صفحه برای دوستان
    بازگشت به مطالب گروه   بازگشت به صفحه اول
 
پیاده روی کیلومتری به سمت مشعر الحرام

بعد از وقوف در مشعر نماز ظهر مغرب و اشاء رو خوندیم و پای پیاده به سمت مشعر الحرام را افتادیم. هشت کیلومتر باید می رفتیم.

سیل جمعیت که بیش از 2 میلین نفر بودند راه افتاده بود. مو به تنم سیخ شده بود. دیدن این صحنه منو یاد این صحبت انداخت که اگر مسلمان ها هر کدام یک سطل آب بریزند اسرائیل رو آب میبره. خیلی ها به این حرف می خندیدند. اما با دیدن این صحنه فهمیدم که اگر مسلمون ها نفری یک سطل آن بریزند کل دنیا رو آب می بره.

همین ظور داشتیم می رفتیم که یه پیر مرد علیلی رو دیدم که دنبال ما می اومد. خدایا اینا همه به دستور تو اومدند.

به مشعر که رسیدیم رفتیم بالای کوه و سنگ جمع کردیم. برای پرت کردن به شیطون. بعد رفتیم جلوتر. هرکس هر جا که گیر آورده بود خوابیده بود. جایی بهتر از کنار آشغال دونی گیرمون نیومد.

خدایا بیش از 2 میلیون نفر از متمتعین مسلمون هارو کشیدی اینجا که توی این خاک و خل ها بخوابند. خدایا تو با بنده هات هر کاری بخواهی می کنی. بنده تو باید زجر بکشه . له بشه تا لیاقت بندگی تو رو پیدا کنه. اینجاست که فهمیدم چرا عبودیت حضرت محمد (ص) بر رسالتش ارجحیت داره.

مشعر جایی است که انسان باید شعور پیدا کند.عبد بیچاره میشه تا بنده خدا بشه.

لطفا نظر خود را در مورد این مطلب بیان کنید
نام کاربری:
کلمه عبور:
   
   
  عضویت در سایت  
     
من را در اینستاگرام دنبال کنید
Instagram
 
صفحه من را در فیسبوک ببینید
 
ارسال پیام در تلگرام