سایت رسمی بهمن مؤذن
مدیریت دولتی
آموزش
در باره من
خاطرات و وقایع
برنامه های اندروید
سایر سایت ها
ارسال صفحه برای دوستان
    بازگشت به مطالب گروه   بازگشت به صفحه اول
 
خلاصه تحلیلی مقاله: اندازه گیری عملکرد صرفاً یک راه برای مدیریت عملکرد است

 سنجش عملکرد به عنوان یکی از زیر سیستم های مدیریت عملکرد مطرح می شود. سنجش عملکرد به منظور اطمینان حاصل کردن از استفاده صحیح منابع و دستیابی به اهداف مورد نظر است. هدف این مقاله به چالش کشیدن این موضوع است که آیا سنجش عملکرد می تواند به بهبود عملکرد منجر شود یا خیر؟

در چند ساله اخیر اتهامات زیادی توسط اقشار مختلف به دولت ها زده می شود و آن ها را ناکارا، نا اثربخش، بسیار بزرگ و پر هزینه، به شدت بروکراتیک و درگیر در قوانین زائد، مسئولیّت ناپذیر در برابر نیاز های جامعه، متهاجم به حریم خصوصی افراد، خود خدمت و ناتوان در تأمین کالاها و خدمات مورد نیاز مالیات دهندگان خطاب می کنند. این عدم توانایی های دولت برای اقشار مختلف هزینه هایی را در بر دارد. این هزینه ها می توانند مانند پول قابل سنجش و یا مانند اعتماد عمومی و مقاومت سیاسی غیر قابل اندازه گیری باشد. خواست مردم جهت شفاف سازی و پاسخ گویی دولت ها و همچنین مسئولیت پذیری آن ها باعث شده رویه هایی جهت سنجش عملکرد و گزارش آن به وجود بیاید.
اقشار مختلف به دولت ها فشار می آورند که جهت ارائه گزارش های مختلف از سنجش عملکرد استفاده کنند. با به وجود آمدن سازمان های فراملیّتی از یک سو و بروز سازمان های استاندارد مانند ISO از دیگر سو و همچنین فشار درونی به وجود آمده از طرف مدیران سطح بالایی که در دوره های مدیریت بخش خصوصی و برنامه های مدیریت عمومی تحصیل کرده بودند، سازمان های عمومی بیش از پیش تصمیم گرفتند که شبیه بخش خصوصی شوند و از تکنیک هایی مانند کارت اعتباری متوازن ، سنجش رضایت مشتریان و استاندارد سازی استفاده کنند.
سؤالی که مطرح می شود این است که آیا سنجش عملکرد به خودی خود باعث بهبود عملکرد می گردد؟ مک نمار مطرح می کند که سنجشِ مقوله ی پیچیده ای مانند عملکرد، بسیار سخت و غیر قابل اتکا است. محیط سازمان بسیار متغییر است از این رو نتایج و اندازه گیری هایی که انجام می شود به سرعت از درجه اعتبار ساقط می گردد. کینگ مطرح می کند که برخی از ایالت ها نیروی خود را در گذر از سنجش عملکرد صرف می کنند تا در بهبود عملکرد خود. دستور دادن جهت سنجش عملکرد، نمی تواند باعث بهبود عملکرد گردد. علّت شکست قانون "سنجش نتایج و عملکرد" در ایالات متحده از دید مک ناب ، پیچیده گی های مدیریتی، خلاء سرمایه گذاری بر روی مدیریت، نبود سیستم های اطلاعاتی و حسابداری و نبود سیستم های جبران خدمت مطرح شده است.
مدیریت عملکرد می تواند معانی مختلفی داشته باشد از جمله آن می تواند به مدیریت اثر بخشی و کارایی سازمان و یا مدیریت ذی نفعان خاص و در برخی سازمان ها به مدیریت فرهنگ سازمانی اشاره کرد. مدیریت عملکرد بر گذار از برخی فاکتور های سنجش در طول زمان و سنجش فاکتور هایی تأکید دارد که محیط القا می نماید. سنجش عملکرد به عنوان یک زیر سیستم مدیریت عملکرد مطرح می شود ولی لزوماً مهمترین زیر سیستم نیست.
مدیریت عملکرد در بخش خصوصی به عنوان یک ابزار کنترل و گزارش مالی مورد استفاده قرار می گیرد. این نوع مدیریت رابطه ضعیفی نیز با برنامه های استراتژیک و عملیّات سازمان دارد. باید توجه داشت که مدیریت عملکرد مبتنی بر مسائل مالی، نمی تواند اطلاعات مناسبی را از تغییرات استراتژیک به دست بدهد.
 کارت اعتباری متوازن چهار جنبه مهم از عملکرد سازمان را می سنجد که عبارتند از: 1- مسائل مالی 2- مشتریان 3- رویه های درون سازمانی 4- عملکرد یادگیری و رشد سازمان. این چهار جنبه در هر برهه از زمان بیانگر محل فعلی سازمان و پتانسیل های آینده آن می تواند باشد. کارت اعتباری متوازن توجه کافی را به مقولاتی چون مدیریت تغییر، مدیریت پروژه ، توسعه زیر ساخت های اطلاعاتی و تضمین کیفیّت و مدیریت ریسک معطوف نمی دارد. مدل های مختلف عملکرد می بایست برای سازمان های مختلف طراحی و متناسب آن ها باشد. 
باید توجه داشت رویه های تشخیص پزشکی منجر به بهبود بیماری نمی گردد. لذا برای بهبود سازمان نیازمند صرف منابع هستیم و این بهبود به خودی خود اتفاق نمی افتد. مدیریت، رویه انجام درست کارها، به وسیله تعریف صحیح اهداف سازمان و تصمیم گیری جهت استفاده کارا و مؤثر از منابع سازمان می باشد. مدیریت رویه ای است که رسیدن به عملکرد بالا را مورد هدف قرار داده است.
مدیریت عملکرد، توجه به مسائلی است که می بایست به وسیله رویه های تجاری انجام شود تا اطمینان حاصل شود که نتایج مورد انتظار حاصل می شود. همچنین مدیریت عملکرد به محیط درونی و بیرونی که فعالیت های سازمان در آن اتفاق می افتد، توجه دارد. در مدیریت عملکرد رفتار با ذی نفعان نیز مهم تلقی می شود.
تأکید بیش از حد بر کنترل، ضریب عملیات را کاهش می دهد. باید توجه داشت که مسئولیّت پذیری و شفاف سازی چیزی، جدای از کنترل می باشد. برخی عقاید وجود دارد که اگر می خواهید مسئولیت پذیر و یا قابل اعتماد باشید باید به جمع آوری داده ها بپردازید. هر چه بیشتر در زباله دان خود داده داشته باشید قابل اعتماد تر و قابل احترام تر هستید. بدون جمع آوری داده نمی توان عملکرد را بهبود بخشید امّا وجود آن نیز متضمن پیشرفت نخواهد بود.مک گرگور به این طرز تفکر تئوری X می گوید.
فشاری که برای اندازه گیری عملکرد به بخش های پیشرو وارد می شود به منظور جلوگیری از بروز فساد است ، امّا هزینه های این کنترل و ظرفیت هایی که از بین می رود هیچگاه اندازه گیری نشده است.  
مدیریت عملکرد نتوانسته به صورتی که انتظار می رفته موفق باشد. رویه هایی که معمولا در مدیریت عملکرد مطرح هستند عبارتند از: 1-فرم های جمع آوری اطلاعات و آنچه برای گزارش آن ها مورد استفاده قرار می گیرد. 2- آموزش و اَسناد حمایتی از برنامه های استراتژیک 3- اندازه گیری عملکرد 4- ارزیابی رویه ها و رویه های بودجه ای عملکرد
با وجود این رویه ها اگر مدیریت عملکرد به عنوان یک تئوری Y مطرح نشود و کنترل درونی با انعطاف پذیری مدیریتی جایگزین نشود ، به موفقیّت نمی رسد. مدیریت عملکرد به شما کمک می کند تا در مورد اهدافتان بیاندیشید. مسائل را غیر شخصی کنید و به جای توجه به شخصیت افراد بر روی نتایج و رویه ها تمرکز کنید. با کارکنان به صورت یکسان رفتار کنید. عملیت سازمان را بهینه نمایید. دید سازمان را از فعالیت ها به نتایج معطوف کنید. ارتباطات در مورد اهداف سازمان را تقویت کنید. عملکرد را به عنوان یک رویه مداوم مورد نظر قرار دهید. بر اهداف مشتریان متمرکز شوید. ارتباطات بین زیر سیستم ها را تقویت نمایید. دید از پایین به بالا را در سازمان تبدیل به دید بالا به پایین کنید.
به طور خلاصه هر سازمان برای خود یک سیستم مدیریت عملکرد دارد که با توجه به سرمایه انسانی آن سازمان شکل گرفته است. مدیریت عملکرد در سازمان با هدف ایجاد انگیزش در عملکرد، کمک به افراد جهت بهبود مهارت هایشان، ایجاد فرهنگ عملکرد، تعیین اینکه چه کسی باید ارتقاء پیدا کند، حذف کارکنانی که عملکرد ضعیف دارند و کمک به پیاده سازی استراتژی سازمانی پیاده سازی می شود. چنین مدیریت عملکردی می تواند تأثیری قوی بر عملکرد سازمان داشته باشد ولی اینکه چه مواردی می تواند مدیریت عملکرد را اثر بخش نماید ، مشخص نیست. برای مدیریت عملکرد یک سیستم باید تلاش هایی را در راستای مدیریت فرهنگ آن سیستم انجام داد.
دریافت اصل مقاله :
 
 
 
لطفا نظر خود را در مورد این مطلب بیان کنید
نام کاربری:
کلمه عبور:
   
   
  عضویت در سایت  
     
من را در اینستاگرام دنبال کنید
Instagram
 
صفحه من را در فیسبوک ببینید
 
ارسال پیام در تلگرام