سایت رسمی بهمن مؤذن
مدیریت دولتی
آموزش
در باره من
خاطرات و وقایع
برنامه های اندروید
سایر سایت ها
ارسال صفحه برای دوستان
    بازگشت به مطالب گروه   بازگشت به صفحه اول
 
خلاصه تحلیلی مقاله : چالش های جدید بهره وری

 در این مقاله پیتر دراکر سعی در روشن کردن و اهمیت دادن به موضوع بهره وری در میان کارکنان دانشی و خدماتی دارد. وی با مقایسه میان نظرات مارکس و نحوه عمل تیلر و مایو، همچنین مقایسه کارکنان در سازمان های تولیدی و خدماتی و کارکنان در دهه های اول قرن بیستم و دهه های پایانی آن ، این اهمیت را به نمایش می گذارد. برای شروع مقاله بهتر است به نظرات کارل مارکس و پیشبینی او از جنگ طبقاتی پرداخته شود. به دلیل حقوق کم و فقر شدید میان کارکنان بی تخصص که مارکس از آنان به عنوان توده یاد می کند، بیم آن می رفت که شورش و انقلابی از سوی آنان ایجاد شده و یک جنگ تمام عیار طبقاتی پیش آید. امّا این پیشبینی با کوشش های تیلر که به عنوان پدر مدیریت علمی شناخته می شود، خنثی شد. او کوشش کرد تا با بهره ور کردن کارگران ، درآمد  آنان را بهبود داده و سطح رفاهی متوسط برای آنان فراهم کند. باید توجه داشت که دوران انقلاب بهره وری در صنایع تولیدی به پایان رسیده است. تعدادی کمی از شاغلین در این قبیل شغل ها مشغول به کار هستند. اکثریت شاغلین در بخش های خدماتی و برخی به عنوان کارگران دانشی مشغولند. با افزایش بهره وری در میان کارگران تولیدی ، چیز زیادی عاید اقتصاد کشور ها نمی شود ولی با افزایش بهره وری در بخش خدماتی، به دلیل سهم بیشتر از بازار کار ملی، می توان به رشد اقتصادی کمک شایانی نمود. در کنار مزایای پرداختن به بهره وری در بخش خدماتی، می بایست اشاره ای هم به معایب توجه نکردن به این بخش نمود. عدم توجه به بهره وری در بخش خدماتی می تواند به افزایش تنش های اجتماعی، افزایش قطبیّت در جامعه، افزایش افراط گرایی و جنگ طبقاتی اشاره کرد. ما در دهه های اخیر مطالب زیادی در باره بهره وری آموخته ایم. لیکن باید اهمیت شروع حرکت به سمت بهره وری را درک نموده و تاریخ ساز باشیم. برای اینکه بتوانیم کارکنان دانشی و خدماتی را بهره ور کنیم، ابتدا باید آنان را بشناسیم. کارشناسان دانشی و خدماتی از بازه محقّقین علوم و جراحان قلب تا کارکنان صنایع دستی و مدیران فروشگاه ها را شامل می شود. این بازه همچنین شامل افرادی است که کارشان بیشتر شبیه ماشین های عملگر می باشد، مانند کسانی که ظرف شور هستند و تایپیست ها. در این بازه از مشاغل، دو چیز مشترک است. اول اینکه تکنولوژی نمی تواند به تنهایی باعث بهره وری این قبیل مشاغل گردد. تکنولوژی به عنوان ابزاری برای مشاغل خدماتی مطرح است در صورتی که هنگامی از خدمات تولیدی صحبت می کنیم ، عامل تولید محسوب می شود. عوامل تولید می توانند با هم جابجا شوند یعنی سرمایه جای نیروی کار را بگیرد و بالعکس، امّا این ابزار در مشاغل خدماتی، می تواند به ارائه خدمت کمک کند و یا باعث تخریب آن شود. نکته دوم اینست که تنها عاملی که می تواند به بهره وری در مشاغل دانشی و خدماتی بیانجامد، باهوش کار کردن است.  باهوش کارکردن در بخش های تولیدی یکی از عوامل اصلی افزایش بهره وری است امّا در بخش خدماتی تنها عامل به شمار می رود. برای انجام کار هوشمند در بخش خدماتی، ابتدا باید به این پرسش پاسخ دهیم که کار ما چیست؟ چه کارهایی باید انجام شود و چه کارهایی زائد است و باید حذف گردد. در بخش تولیدی تمرکز بر روی کارها وجود دارد. هیچگاه یک کشاورز در حین فرآیند درو به جلسه دعوت نمی شود. در کمال تأسف در بخش خدماتی و دانشی با آشفتگی کاری مواجه هستیم. کارکنان در این بخش آماج وظایف متعدد و متنوعی هستند که ممکن است به وظایف اصلی آن ها مربوط نباشد. نمی توان نام این موضوع را غنی سازی شغلی گذاشت ، زیرا به صورت معکوس به فقیر سازی شغلی و کاهش بهره وری منجر شده است. لذا قدم دومی که برای باهوش کردن کارها باید برداشته شود، ایجاد تمرکز بر روی وظایف اصلی است. در راه هوشمندانه کار کردن ، باید به عملکرد نیز توجه کرد. تیلر با افزایش میزان تولید هر کارگر ، عملکرد آن ها را بهبود بخشید. متاسفانه به طور مطلق نمی توان از ایده تیلر در بخش خدماتی و دانشی بهره جست. قسمی از این قبیل مشاغل، بهره وریشان بر مبنای کیفیت ارزیابی می شود، در قسمی دیگر هم کمیّت و هم کیفیّت مطرح است. در گروهی از این مشاغل امّا، به مثابه آنچه تیلر انجام داد ، می توان به کمیّت به صورت مطلق توجه نمود. اعمالی که تا کنون در راستای بهره ور کردن کارکنان دانشی و خدماتی مطرح شده است می بایست به صورت مستمر و هر سه الی پنج سال یکبار در موردشان اندیشیده شود. قدم بعدی در بهره ور کردن این قبیل کارها، نگاه به انجام دهندگان کارها به عنوان یک شریک سازمانی است. تیلر و مایو هیچگاه از کارگران خود نپرسیدند که چگونه کارها بهتر انجام می شود، بلکه همواره این امر را دیکته کردند. امّا امروزه در دانش مدیریت پذیرفته شده است که دانش کارگران از شغل خود به عنوان قدم اول در حرکت به سمت بهره وری تلقی می شود. باید از آن ها بپرسیم که چگونه می توان کارها را بهتر انجام داد. اگر در سازمان های تولیدی بهترین روش ارتقاء بهره وری مشارکت کارکنان باشد، در سازمان های خدماتی و دانشی این تنها راه است. آخرین قدم در راه هوشمندانه کردن کارها توجه به این نکته است که سازمان هایی می توانند بهره وری خود را ارتقاء دهند که دائما بیاموزند و خود را تطبیق دهند. از طرفی در سازمان ها دانشی و خدماتی ، یکی دیگر از راه های افزایش بهره وری یاد دادن به دیگران است. پس یک سازمان بهره ور هم یادگیرنده است و هم یاد دهنده. در پایان ذکر این نکته قابل تأمّل است که پرداختن به بهره وری ، یکی از ارکان ایجاد مزیت رقابتی و در مراتب عالیه، برقراری پایداری اجتماعی می باشد. لذا پرداختن به بهره وری می بایست اولویّت نخست مسئولیّت اجتماعی مدیران در جوامع دانش بنیان باشد.

جهت دریافت متن اصلی مقاله به آدرس زیر مراجعه کنید:

The New Productivity Challenge

لطفا نظر خود را در مورد این مطلب بیان کنید
نام کاربری:
کلمه عبور:
   
   
  عضویت در سایت  
     
من را در اینستاگرام دنبال کنید
Instagram
 
صفحه من را در فیسبوک ببینید
 
ارسال پیام در تلگرام