سایت رسمی بهمن مؤذن
مدیریت دولتی
آموزش
در باره من
خاطرات و وقایع
برنامه های اندروید
سایر سایت ها
ارسال صفحه برای دوستان
    بازگشت به مطالب گروه   بازگشت به صفحه اول
 
خاطرات گذشته

امشب باز خاطرات دوران گذشته به خاطرم خطور کرد! خاطراتی از غرور ها و برتری جویی هایی که شاید در همون دوران باعث شد به عنوان یکی از دانشجوهای نسبتا خوب خودمو نشون بدم. اما الآن که به اون دوران نگاه می کنم متاسفانه انباشته ای از خود خواهی ها و تکبری رو می بینم که باعث شده امروز احساس دلتنگی کنم.

دلتنگی از نبود دوستانی که مرا به خاطر خودم بخواهند و نه به خاطر کاری که می توانم برایشان انجام دهم. وقتی با من تماس بگیرند که بخواهند حال مرا بپرسند و نه موقعی که سوالی دارند که حدس می زنند جوابش را می توانند نزد من بیابند.

وقتی به پشت سرم نگاه می کنم کوهی از شادی های زودگذر را می بینم و غم های زود گذر و غمی ناگذر...

چند سالی می شه که به هوای ساختن روابط اجتماعی در دنیای واقعی ، از شبکه های اجتماعی توی دنیای مجازی خارج شدم و اونارو دیگه سر نزدم. نمیدونم دلیلش چیه ولی برعکس دنیای مجازی، توی دنیای واقعی موفق نیستم.

شاید دلیلشم اینه که هنوز توی ایده آل های خودم زندگی می کنم و یاد نگرفتم که جاهایی هم باید از دیگران استفاده کرد، التماس کرد، مجیز گویی کرد، قربون صدقه الکی رفت و ... تا بشه موفق شد.

لطفا نظر خود را در مورد این مطلب بیان کنید
نام کاربری:
کلمه عبور:
   
   
  عضویت در سایت  
     
من را در اینستاگرام دنبال کنید
Instagram
 
صفحه من را در فیسبوک ببینید
 
ارسال پیام در تلگرام