سایت رسمی بهمن مؤذن
مدیریت دولتی
آموزش
در باره من
خاطرات و وقایع
برنامه های اندروید
سایر سایت ها
ارسال صفحه برای دوستان
    بازگشت به مطالب گروه   بازگشت به صفحه اول
 
حکمرانی سازمانی - بحثی فلسفی در مورد چیستی و چگونگی آن

azathioprin

azathioprin ratiopharm azathioprin imurel azathioprin uden recept

 مقدمه

در این مرور ادبیات در مورد حکمرانی سازمانی ، ابتدا به تعاریف متعدد در این زمینه پرداخته می شود، سپس تئوری های مطرح شده در این زمینه مطرح می گردد و در پایان کشور های مختلف بررسی شده و نظام منابع انسانی تحت تأثیر حکمرانی سازمانی مورد بررسی قرار می گیرد.
تعاریف
تعاریف متعددی در خصوص حکمرانی سازمانی ارائه شده است که در این بخش به بیان آن ها خواهیم پرداخت. حکمرانی سازمانی به عنوان یک نظام هدایت و کنترل در سازمان مطرح می شود . در تعریفی دیگر به سیستمی اشاره می شود که درآن هدایت کنندگان سازمان جهت مسئولیت پذیری و وظایف هدایت سازمان مورد اعتماد قرار می گیرند . حکمرانی نظارت بر کار مدیران و ارضاء توقعات قانونی در مورد پاسخ گویی فرای مرزهای سازمان است. در تعریفی دیگر که توسط کیزی  بیان شده است حکمرانی سازمانی به عنوان یک مکانیزم رسمی جهت پاسخگو بودن مدیران ارشد سازمان در مقابل سهامداران مطرح می شود. همچنین در این تعریف آن ها در قبال تمام شبکه روابط رسمی و غیر رسمی مسئول هستند. حکمرانی سازمانی چیزی بیش از توجه به صرفاً سهامداران است و باید منافع ذی نفعان مختلف مورد توجه قرار بگیرد.
تریکر  چهار وظیفه اصلی را برای حکمرانی سازمانی مطرح می کند. این وظایف شامل هدایت به معنی فرمول بندی راهبرد های بلند مدت سازمان، اقدامات اجرایی شامل تصمیمات اجرایی اتخاذ شده، نظارت بر اعمال مدیران و پاسخگویی که شامل شناسایی مسئولیت هایی جهت قانونی کردن پاسخ گویی در برابر آن ها می باشد.
شریدان و کندال  حکمرانی سازمانی را کنترل و گرداندن سازمان می دانند به نحوی که اهداف بلند مدت و راهبردی سهامداران محقق شود، منافع کارکنان مورد توجه قرار گرفته و حفظ شود، نیاز های محیط و جامعه مورد توجه قرا بگیرد، روابط حسنه ای با مشتریان و تأمین کنندگان برقرار شود و در نهایت تطابق کافی با قوانین و مقررات موضوعه برقرار گردد. البته باید در نظر داشت که یکی از اهداف مهم حکمرانی سازمانی حفظ اعتماد شهامداران به سازمان می باشد.
برای مقایسه می توان سه کشور انگلستان، آلمان و ژاپن را مقایسه کرد. در کشور انگلستان ، که از مدل آنگلوساکسون  تبعیت می کند، ایده اصلی حکمرانی سازمانی در منافع سهامداران خلاصه می شود. در کشور آلمان ، کلیه ذی نفعان سازمان مورد توجه قرار می گیرند و در کشور ژاپن، کارکنان نقش اصلی را در نظارت دارند و سهامداران معمولاً نقش پر رنگی ندارند.
تئوری های حکمرانی سازمانی
در بحث حکمرانی سازمانی تئوری های مختلفی مطرح می شود که ساختار این نظام را در کشور های مختلف شکل می دهد. در این بخش به اشاره مختصری در این زمینه پرداخته می شود.
تئوری نمایندگی 
یک تئوری محبوب و ساده است که بر مبنای این مسئله شکل گرفته که رفتار انسان ها بر مبنای خواسته های معقول خود شکل می گیرد. در این تئوری، تعدادی از افراد تحت عنوان اصیل ، با تعدادی دیگر از افراد تحت عنوان وکیل  ارتباط می گیرند تا کار هایی را از طرف آن ها انجام دهند. در این رابطه تفویض اختیار تصمیم گیری نیز لحاظ می شود. مشکلی که در این رابطه بروز می کند این است که مدیران یک سازمان ممکن است رفتاری را از خود بروز دهند که توسط آن ثروت سهامداران افزایش پیدا نکند. لذا مکانیزم های کافی برای کنترل و نظارت بر کار مدیران می بایست طراحی شود به نحوی که از طلاقی منافع آن ها جلوگیری شود. خارجی ها تحت عنوان سهامداران می بایست بر منافع داخلی ها تحت عنوان مدیران نظارت داشته باشند. مکانیزم های داخلی کنترل می تواند شامل یک هیئت مدیره با ساختار مؤثر، قرار داد های جبران خدمت عادلانه و بر مبنای عملکرد، هیئت های ناظر بر تصمیمات مدیران باشد. از دیگر سو مکانیز های خارجی کنترل نیز شامل تصاحب شرکت های بزرگ، مسابقات وکالت و سیستم های قانونی جهت حفظ حقوق سرمایه گزاران می باشد.
تئوری مباشرت 
این تئوری که از جامعه شناسی و روانشناسی اتخاذ شده است، تکمله و بیانگری بر تئوری نمایندگی است. در این تئوری مطرح می شود که یک مدیر درجه ای از تلاش و کوشش خود را جهت حد اکثر کردن سود سازمان مبذول می دارد که به صورت ذهنی تصور کند کار فعلی اش و موفقیت در آن ضامن موفقیت های آینده اش خواهد بود. بدین صورت بدون حضور سهامداران در سازمان نیز در امر حد اکثر کردن سود سازمان تلاش های لازم را انجام خواهد داد. طبق این نظریه طلاقی منافع در جدایی مالکیت از مدیریت امری ذاتی نخواهد بود. لذا استفاده از ابزار های کنترل بر روی مباشر می تواند به کاهش بهره وری وی منجر شود لذا صرفاً باید از ابزار های توانمند سازی استفاده کرد. برای پیاده سازی این تئوری نیازمند تئوری هایی مانند اعتماد، ارتباطات باز، توانمند سازی، بلند نگری و تسهیل در عملکرد هستیم.
تئوری ذینفعان 
این تئوری از مطالعات مدیریت سازمانی ، سیاست و قانون گرفته شده است. در این تئوری ، سهامداران به عنوان ذینفعان با حد اقل تعهد به سازمان و بیشترین درجه تحرک مطرح می شوند. سازمان ها به عنوان دارنده قرار داد های چند جانبه با ذینفعان مختلف مطرح می شود و سازمان می بایست منافع همگان را در نظر بگیرد. ایرادی که به این تئوری وارد می شود این است که با نفی این موضوع که سازمان باید به صاحبانش پاسخگو باشد، ایده کلیدی از حکمرانی سازمانی از بین می رود و پاسخگویی به همه تبدیل به پاسخگویی به هیچکس می گردد.
تئوری وابسته به منابع 
این تئوری از اقتصاد و جامعه شناسی گرفته شده است. این تئوری به به هم وابستگی سازمان ها اشاره دارد و اینکه سازمان ها به اجزاء خود وابسته هستند. بیشتر بر مدیران عالی تمرکز دارد و اینکه آن ها چگونه می توانند به کمک مدیران غیر اجرائی، یعنی سهامداران، منابع حساس و مهم را برای سازمان تأمین کنند. توجه کمی نیز به کارکنان به عنوان تأمین کنندگان منابع حساس داخلی سازمان دارد.
مدیریت منابع انسانی با توجه به حکمرانی سازمانی
فعالیت های مدیریت منابع انسانی می تواند در چهار بخش روابط کارکنان، منابع مردمی، پاداش به کارکنان و رشد و بالندگی کارکنان خلاصه می شود. جدا شدن مالکیت از اداره بیان می کند که مدیران به تنهایی مسئول تصمیمات نیروی انسانی هستند. در بخش پاداش این عقیده وجود دارد که باید پاداش های مدیران ارشد بسیار بیشتر از پاداش های کارکنان عادی باشد تا آن ها با اهداف سهامداران سازمان همسو شده و در جهت حد اکثر کردن منافع آن ها تلاش کنند. سازمان هایی که تحت ایده ذی نفعان اداره می شوند این فاصله از پرداخت را قبول ندارند.سازمان هایی که تحت تئوری  سهامداران اداره می شوند، ارتباطات باز کارکنان را قبول ندارند، اما سازمان هایی که با تئوری ذی نفعان اداره می شوند، پاداش هایی را برای بیان ایده کارکنان در نظر می گیرند. 
سازمان هایی که به سهامداران توجه می کنند آموزش را در راستای بهبود بهره وری کارکنان، سود بیشتر و ارزش بیشتر سهام خود می بینند. در سوی دیگر طیف، مدیران سعی در بهبود اعتماد و ارتباطات در سازمان دارند. به این صورت کارکنان به عنوان منابع مهمی مطرح می شوند که می توانند سازمان را در روز های سخت به سمت موفقیت حرکت دهند. نظام های تحت لوای تئوری ذی نفعان فاصله زیاد پرداخت را نمی پذیرند و سعی می کنند مدیران ارشد سازمان حد اقل تاثیر را در پرداخت ها داشته باشند.
 
لطفا نظر خود را در مورد این مطلب بیان کنید
نام کاربری:
کلمه عبور:
   
   
  عضویت در سایت  
     
من را در اینستاگرام دنبال کنید
Instagram
 
صفحه من را در فیسبوک ببینید
 
ارسال پیام در تلگرام